بخش اول
حسین غفاری 

زندگی اجتماعی امروز با توجه به جمعیتی که گرد هم آمده اند و نوع تعامل آن ها با یکدیگر و تمام مظاهر دینی ، فرهنگی و اجتماعی که از خود ابراز می دارند نیاز به هماهنگی و تقسیم مسؤولیت های فردی و اجتماعی دارد.

با توجه به گسترش شهرها ، آنچه مسلم است شاخص ترین نقشی که برای هر فرد تعریف می شود، «نقش شهروندی» است. «شهروند» به صورت عام شخصی است که در یک شهر زندگی می کند و از قوانین و مقررات آن شهر تبعیت می کند و مسؤولیت هایی را بر عهده دارد.

مدیریت شهری نیز که در قالب های متنوع نظامات اجتماعی وجود دارد، نقطه نهایی اش همین شهروند است . چه اینکه این افراد هستند که جامعه را می سازند . ایفای نقش صحیح هر شهروند و قبول قوانین حاکم بر جامعه باعث می شود که در این تقابل و همکاری ، اهداف جامعه شهری به ثمر رسد.

در این میان نگاه آسمانی قرآن کریم به مقوله شهروندی می تواند مدیران شهری را به سمت «مدیریت معنوی شهر» سوق دهد. در این مقاله با ذکر هشت وجه از حقوق شهروندی که قرآن ترسیم می نماید ، مقدمه ای بر مبحث «حقوق شهروندی از منظر قرآن کریم» داشته که در این مبحث روابط اجتماعی و باید ها و نباید های تعاملات اجتماعی بخوبی نمایان است.

تعاون، قانون گرایی، دانش محوری، عدالت اجتماعی،  آزادی، درک متقابل و برادری، امانت و وفاداری به عهد، معیشت و رفاه عمومی، عناوینی است که شواهد و مستندات آن از قرآن استخراج و تشریح شده است. 

شهروند:

شهروندی (Citizenship) در معنای لغوی آن مشتق از شهر(City) است . شهرنشینانی که قواعد اجتماعی را رعایت و به حقوق هم احترام گذاشته و به تکالیف خود در برابر افراد، جامعه ، دولت و ... احترام می گذارند ، در واقع یک «شهروند» شناخته می شوند.

شهروندی ابعاد مختلفی دارد . برخی از متفکران غربی آن را در سه بعد تجزیه کرده اند: بعد مدنی ، بعد سیاسی و بعد اجتماعی . بعد مدنی شهروندی عبارت است از حقوق ضروری برای آزادی ها فردی ، از آزادی بیان و مذهب و اندیشه گرفته تا حق انعقاد قراردادهای معتبر. بعد سیاسی شهروندی عبارت است از حق مشارکت شهروندان در اعمال قدرت سیاسی ، خواه در نقش عضو مجموعه ای که قدرت سیاسی به آن تفویض شده و خواه در نقش رای دهنده ای که اعضای چنین گروهی را در برمی گزیند. بعد اجتماعی شهروندی نیز شامل دامنه گسترده ای از حق حداقلی از رفاه و تأمین اجتماعی برای شهروندان  تا حق سهیم شدن در میراث اجتماعی و حق گذران زندگی بر وفق معیارهای مرسوم جامعه و خلاصه تأمین حداقل های آموزش و بهداشت و رفاه اقتصادی را شامل می شود.[1]

آنچه مسلم است، شهروندی به معنای تعلق به جامعه های گوناگون محلی و ملی و جهانی نیست ، بلکه به معنای مشارکت فعال در زندگی اجتماعی و نهادهای جمعی است.[2]

شهروند کسی است که با هم نوع خود زندگی می کند و از طرف دولت حمایت می شود ، از حقوق اجتماعی برخوردار است و وظیفه اجتماعی انجام می دهد . شهروندی راه های زندگی کردن شهروندان با یکدیگر است. [3]

مفهوم شهروندی امروزه از معنای تابعیت یک شهر یا یک کشور پا فراتر گذارده و گاه از شهروند جهانی(Citizenship Global ) نامی به میان می آید. با توجه تغییرات سریع زندگی امروز، «شهروند الکترونیک» نیز به این مفاهیم افزوده شده است.شهروند الکترونیک فردی است که با فناوری اطلاعات و ارتباطات آشنایی داشته باشد و بتواند از خدمات الکترونیک یک شهر الکترونیک استفاده کند.[4]

با این تعاریف مشخص می شود که برای رسیدن و شدن یک شهروند خوب می بایست به یک سری از آموزش ها نیز دست زده و مهارت های لازم را کسب کرد . اگر جامعه به شهروندان مفید و مؤثر نیاز دارد ، پس باید مطمئن شود که این شهروندان از طریق فرصت هایی برای اکتساب مهارت ها ، توانایی ها و اطلاعات ضروری تربیت می شوند.

مفهوم شهروندی برای نخستین بار در حوزه علوم اجتماعی طرح و بعد از پیدایش نظام حکومتی دموکراسی در حوزه علوم سیاسی نیز خود را نشان داده و برای تربیت شهروندان مسؤول، راه به حوزه علوم تعلیم تربیت نیز پیدا کرده است .

تاریخچه تعریف از شهروند در ایران به مفهوم امروزی از قدمت زیادی برخوردار نیست . در ایران اولین آشنایی با حقوق شهروندی و ارزشهای آن با انقلاب مشروطیت آغاز شد. اما از در اعلامیه حقوق بشر کوروش رد پای حقوق شهروندی دیده می شود: «... من احتیاجات بابل وهمه عبادتگاههایش را درنظرداشتم و در بهبود وضعشان كوشیدم . من یوغ ناپسند بابل را برداشتم ، خانه های مخروبه آنان را آباد كردم ، من به بدبختی های آنان ، پایان بخشیدم .»

 درعصر داریوش هخامنشی نیز شاهد یك قانون جامع هستیم كه به  دادنامه داریوش  شهرت یافته است. سلسه مقرارت آیین زردشت كه وندیداد نامیده می شود مبتنی برهمین دادنامه است . یكی ازمظاهر حقوق بشر دردوران هخامنشی ، بردباری مذهبی است . داریوش بزرگ ،  دادگری وعدالتخواهی را به بهترین شیوه درزمان خودش برقرار كرد ودراین میان ، از دادرسان ویژه مسائل دشوار حقوقی یاری            می جست . او قانون  اساسی كشور را برمبنای بردباری دینی ورعایت حقوق اقلیتهای مذهبی ، تدو ین كرده بود و درنگارش این قانون، آداب ورسوم وسنتها وقوانین ومقرارت ملل مغلوب را تا جایی كه به كیان امپراتوری هخامنشی لطمه نمی زد، لحاظ كرده بود . او برای اجرای هرچه بهتر قانون اساسی ، شورایی متشكل از دادرسان خانواده شاهنشاهی وموبدان را مسؤول نظارت براجرای قانون قرار داده بود . این شورا،گزارش هایی را كه ازشهربانان وایالت های امپراتوری اخذ می كرد به اطلاع پادشاه می رسانید . به این ترتیب راه  بر هرگونه اعمال تبعیض نژادی مذهبی ، بسته می شد وكلیه ملل مغلوب، باوجود تفاوتهای نژادی، مذهبی ، زبانی و باهم داشتند ، تحت لوای امپراتوری هخامنشی ،  درصلح وصفا به سرمی بردند واین مرهون سیاست تبعیض زدایی حكمرانان وقت بوده است . قرنها بعد است كه دراعلامیه حقوق بشر، چنین حقی برای انسانها به رسمیت شناخته شده است . درماده دوم این اعلامیه آمده است : «هركس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، مخصوصاً از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هرموقعیت دیگر ، ا زتمام حقوق وكلیه آزادی هایی كه در اعلامیه حاضر ذكر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد كه مبتنی بروضع سیاسی ، اداری ، قضایی یا بین الملل كشور یا سرزمینی باشد كه شخص با آن تعلق دارد . خواه این كشور ، مستقل ، تحت قیمومت یا غیر خود مختار بوده یا حاكمیت آن به شكلی محدود شده باشد [5]».

 با ظهور دین مبین اسلام ، و شکستن اختلافات طبقاتی کرامت انسانی در حد اعلای خود ظهور         می کند، و اندیشمندان مسلمان در مورد آن بحث ها می کنند.

فارابی در کتاب آراء اهل مدینه فاضله با بیان ویژگی های شهروند آرمانی خود، ارزش های شهروندان را به زیبایی بیان می کند. از جمله سعادت شهروند مطلوب فارابی در مشارکت و تعاون است و حرکت و رشد وی در سه بعد متفاوت قابل تمایز است: «نظام جهان طبیعت، نظام اجتماعی، نظام وجود فردی ».[6]

صاحب نظران با توجه به مفهوم شهروندی مؤلفه هایی را برای آن در نظر می گیرند که در مجموع، اهم نظرات دانشمندان و متفکران مختلف همچون : مینکلر[7]،توماس اس دی[8] ، می هویی لیو[9] ، فالکس[10] و سامرز[11] این مؤلفه هاست : احساس تعهد ، احساس برابری ، کنجکاوی و ترقی طلبی ، اطاعت از قانون ، توجه به نفع عمومی ، مشارکت ، تعاون ، دانایی محوری، آراستگی شخصی ، سخت کوشی ، وطن دوستی، احترام به اصول اخلاقی ، تفکر انتقادی ، مسؤولیت پذیری ، درک نیازها و نگرش های دیگران .

مقوله فرهنگ نیز به دلیل تاثیر گذاری بر روی اندیشه های شهروند، نقش مؤثری را در ایجاد مؤلفه های فوق ایفا می کند. لذا در کنار تمام واژه های فوق گاه از « فرهنگ شهروندی» نیز استفاده می شود. یعنی آنچه که در شکل گیری جوامع و بوجود آمدن شهروندی و نقش پذیری افراد مؤثر می باشد.

فرهنگ ناب اسلامی همواره با آموزه های وحیانی خود از کتاب جاودانه قرآن کریم خواسته است تا انسان را به آن بلندای انسانیت برساند. آنچنان که در خور و شأن اوست و برای آن خلق شده است. اوج و حضیض انسان در آینه وحی از پست ترین موقعیت(ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلین‏[12]) تا برترین درجات محفوظ در نزد خداوند(كَلاَّ إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفی‏ عِلِّیِّین‏[13])  می باشد. برای این کار نمونه ای را هم تعریف می کند. یعنی انسان کامل ،تا ما بتوانیم جامعه را بر اساس او و شهروندان را بر اساس آن الگو تربیت کنیم. انسان نمونه این مکتب تا نزدیکترین مکان ممکن نزد خداوند می رسد.(وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلىَ ثمُ‏َّ دَنَا فَتَدَلىَ‏ فَكاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‏ِ أَوْ أَدْنىَ[14]‏) استاد مطهری می فرماید اگر ما انسان کامل را نشناسیم، قطعاً نمی توانیم یک مسلمان تمام و یا کامل باشیم. خود پیغمبر اکرم(ص) نمونه انسان کامل است. علی(ع) نمونه دیگری از انسان کامل اسلام است. [15]

شاید هیچ مکتبی مانند اسلام کرامت انسان را مشخص نکرده باشد و از آن سخن به میان نیاورده باشد. اما شاخصه های چنین انسانی هم قبول مسؤولیت هایی برای سلوک است.  چه اینکه همانگونه که خداوند انسان را خلیفه خود بر زمین می شمارد و به او کرامت می بخشد،( وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلا [16])(وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون‏[17]) همو انسانی را که تحت آموزش های درست قرار نگرفته و جایگاهش را رها نموده ، نفرینش می کند(قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ[18] )لذا گرامی ترین فرد نزد خداوند ، فردی است که خود را از زشتی ها مبری سازد (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر[19]) برای همین یکی از رسالت های پیامبران برای تهذیب نفس و تکمیل آموزش های انسانی برای رسیدن مکارم اخلاقی است. پیامبر مکرم اسلام فرمود : بعثت لاتمم مكارم الاخلاق‏[20].

بزرگترین کرامت و ارزش گذاری به انسان در قرآن اینگونه بیان شده است که:  هر كس كس دیگر را نه به قصاص قتل كسى یا ارتكاب فسادى بر روى زمین بكشد، چنان است كه همه مردم را كشته باشد. و هر كس كه به او حیات بخشد چون كسى است كه همه مردم را حیات بخشیده باشد أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَكَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعا[21]



[1] - مالجو، محمد، مقاله حقوق شهروندی و تأمین اجتماعی ، مجله پژوهش ، ش32،ص52

[2] - لطف آبادی، حسین ، مقاله آموزش شهروندی ملی و جهانی همراه با تحکیم هویت و نظام ارزشی دانش آموزان، فصلنامه نوآوری های آموزشی ، ش17 ص 34

[3] - عسگریان ، مصطفی،مقاله جایگاه فرهنگ های قومی در تربیت شهروند، فصلنامه نوآوری های آموزشی ، ش17 ص 145

[4] - مظلومی ، احسان ، مقاله شهروند الکترونیکی، مجله رشد مدرسه فردا ، شماره 8 دوره چهارم ، اردیبهشت 1387

[5] - زمان، سید محمد،مقاله حقوق شهروند ایرانی از عهد باستان تا امروز،اینترنت، باشگاه اندیشه

[6] - فلامکی، محمد منصور، (1376)، شهر و شهروندی در ایران، نقش جهان

[7] - Minkler

[8] - Tomas s Dee

[9] - Mei Hui Liu

[10] - Faulks

[11] - Summers

[12] - آن گاه او را فروتر از همه فروتران گردانیدیم.، قرآن کریم، تین ، 5

[13] - حقا، كه اعمال نیكان در عِلّیّین مكتوب است‏، قرآن کریم، مطففین ، 18

[14] - و او به كناره بلند آسمان بود. پس نزدیك شد و بسیار نزدیك شد، تا به قدر دو كمان، یا نزدیك‏تر. قرآن کریم ، نجم ،7 تا 9

[15] - مطهری ، مرتضی(1370)، انسان کامل ، صدرا ، ص 16

[16] - ما فرزندان آدم را كرامت بخشیدیم و بر دریا و خشكى سوار كردیم و از چیزهاى خوش و پاكیزه روزى دادیم و بر بسیارى از مخلوقات خویش برتریشان نهادیم‏ قرآن کریم، اسرا ،70

[17] - و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین خلیفه‏اى مى آفرینم، گفتند: آیا كسى را مى‏آفرینى كه در آنجا فساد كند و خونها بریزد، و حال آنكه ما به ستایش تو تسبیح مى‏گوییم و تو را تقدیس مى كنیم؟ گفت: من آن دانم كه شما نمى‏دانید ، قرآن کریم، بقره ،30

[18] - مرگ بر آدمى باد كه چه ناسپاس است‏ ، قرآن کریم ، عبس ، 17

[19] - هر آینه گرامى‏ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست. خدا دانا و كاردان است‏، قرآن کریم ، حجرات ، 13

[20] -من مبعوث شده‏ام تا مكارم اخلاق را به حد كمال برسانم. نهج الفصاحه، ح 944

[21] - قرآن کریم، مائده ،32